پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۴۸۹

ندارد منت بار لباس از هیچ کس دوشم

نباشد چون کمان غیر از خدنگ غم در آغوشم

چو افلاطون به وحدت سال ها در خم کنم مسکن

چو می با خام طبعان و هواخواهان نمی جوشم

به چندین جامهٔ ارزق که ای زاهد به برداری

تو عیب من نمی پوشی و من عیب تو می پوشم

ز خود رفتم نرفتم هیچ گه از یاد [و] فکر غم

بسی گشتم چو دیدم در دل شادی فراموشم

به فریاد کجا خم می رسد یا شیشه یا ساغر

مگر دریا شود می تا کند یک لحظه مدهوشم

ز حرف سخت سنگ کودکان بهتر که از دردش

نشد پر خاطر دیوانه ز این پر شد از آن گوشم

شب وصلش نبودم باخبر از نشئهٔ مجلس

سعیدا بر دل امروز یاد صحبت دوشم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۹۱حال من این است غیر حال ندانم
  2. شمارهٔ ۴۹۲از حال من مپرس [و] ندامت کشیدنم
  3. شمارهٔ ۴۹۳باز حرف از ناز خوبان می زنم
  4. شمارهٔ ۴۹۴به هر چمن که وصال تو را خیال کنم
  5. شمارهٔ ۴۹۵به یاد روی تو خورشید را نظاره کنم
  6. شمارهٔ ۴۹۶من نه آنم که زنم ساز و به خود گریه کنم
  7. شمارهٔ ۴۹۷گاه چون ظاهرپرستانش عبادت می‌کنم
  8. شمارهٔ ۴۹۸همچو گل راز درون خود نمایان می‌کنم
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.