پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۴۸۵

نگیرم گوشه از راه خدنگت گر گمان باشم

زمین بوس تو می آرم بجا گر آسمان باشم

خبردار از تو می گردم چو از خود بی خبر گردم

نشانت می توانم داد چون من بی نشان باشم

سرافرازی توانم کرد با گردون در این میدان

گر اول قابل قربان تیغ امتحان باشم

به نام خود توانم گشت عالمگیر در عالم

چو عنقا من هم از چشم خلایق گر نهان باشم

بزن آتش سعیدا در جهان رنگ و بو آخر

چو بلبل چند در فکر و غم این آشیان باشم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۸۷دور از رخش چها من بیتاب می کشم
  2. شمارهٔ ۴۸۸منت اغیار و آزار ملامت می‌کشم
  3. شمارهٔ ۴۸۹ندارد منت بار لباس از هیچ کس دوشم
  4. شمارهٔ ۴۹۰بنمای رو که والهٔ آن روی چون گلم
  5. شمارهٔ ۴۹۱حال من این است غیر حال ندانم
  6. شمارهٔ ۴۹۲از حال من مپرس [و] ندامت کشیدنم
  7. شمارهٔ ۴۹۳باز حرف از ناز خوبان می زنم
  8. شمارهٔ ۴۹۴به هر چمن که وصال تو را خیال کنم
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.