پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۴۷۹

به دل، ‌داغ غم عشق بت پرکینه ای دارم

نه داغ است این که از جان رونما آیینه ای دارم

چو مشکم نکهت «فقر سواد الوجه» می آید

از آن چون نافه بر تن خرقهٔ پشمینه ای دارم

تو ای زاهد ملمع کرده ای دلق ریایی را

من از لمعات داغ او مصفا سینه ای دارم

اگرچه تلخ دارد فکر شنبه کام طفلم را

ولی از قند شیرین تر شب آدینه ای دارم

ز بس کردم صفا در یاد آن معنی دل خود را

به تصویر خیالش خلوت آیینه دارم

گدایم گرچه در صورت سعیدا لیک در معنی

ز داغ بی شمار عشق او گنجینه ای دارم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۸۱تنی چند بید لرزان و روان ساکنی دارم
  2. شمارهٔ ۴۸۲به گرد کوی جانان های های ساکنی دارم
  3. شمارهٔ ۴۸۳من دورم و من دورم مهجورم و مهجورم
  4. شمارهٔ ۴۸۴از دم تیغ غم او هر نفس خون می‌خورم
  5. شمارهٔ ۴۸۵نگیرم گوشه از راه خدنگت گر گمان باشم
  6. شمارهٔ ۴۸۶کی جفای می و معشوقه و مهتاب کشم
  7. شمارهٔ ۴۸۷دور از رخش چها من بیتاب می کشم
  8. شمارهٔ ۴۸۸منت اغیار و آزار ملامت می‌کشم
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.