پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۴۷۸

چو بلبل از خس و خار چمن کاشانه‌ای دارم

برای برق حسن گل عجایب‌خانه‌ای دارم

نه در شهر است آرامش نه در صحراست تمکینش

نمی‌دانم چه سازم خاطر دیوانه‌ای دارم

تو مشغولی به خویش ای زاهد و من فارغم از خود

تو تسبیحی به کف داری و من پیمانه‌ای دارم

حکایت‌های من از پا دراندازد جهانی را

ز سر گر بگذری از سرگذشت افسانه‌ای دارم

از آن سررشتهٔ کارم سری بر روشنی دارد

که همچون شمع، من در سوختن پروانه‌ای دارم

در آن وادی که مجنونش منم ای سیل بی‌منت

گذارت گر بدان جا اوفتد ویرانه‌ای دارم

شکستی دل سعیدا را و با بیگانه‌ای می خوردی

نگفتی هیچ از خود بی‌خبر دیوانه‌ای دارم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۸۰به بوی زلف جانان پیچ و تاب ساکنی دارم
  2. شمارهٔ ۴۸۱تنی چند بید لرزان و روان ساکنی دارم
  3. شمارهٔ ۴۸۲به گرد کوی جانان های های ساکنی دارم
  4. شمارهٔ ۴۸۳من دورم و من دورم مهجورم و مهجورم
  5. شمارهٔ ۴۸۴از دم تیغ غم او هر نفس خون می‌خورم
  6. شمارهٔ ۴۸۵نگیرم گوشه از راه خدنگت گر گمان باشم
  7. شمارهٔ ۴۸۶کی جفای می و معشوقه و مهتاب کشم
  8. شمارهٔ ۴۸۷دور از رخش چها من بیتاب می کشم
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.