پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۴۷۷

ز دست رفتم و امید دستیار ندارم

برهنه پایم و منت ز پای زار ندارم

چرا ز باد مخالف دلم غمین گردد

نشسته کشتیم امید از کنار ندارم

منم چو آینهٔ زنگ بسته در این دور

که پوششی به تن خویش جز غبار ندارم

نفس نفس دلم از خویش می کند پرواز

ز دست خویش ولی قوت فرار ندارم

به رنگ زرد خود از گل نمی کشم منت

اگرچه پیش تو چون کاه اعتبار ندارم

چه شکوه ها که ندارم ز دست آن گلرو

ولی به روی گلت طاقت شمار ندارم

چو بلبلی که پر و بال خویش ریخته است

در این چمن پر و [برگی] به شاخسار ندارم

دلم ز غیر چنان پاک گشته است امروز

که خود در این حرم خاص خویش بار ندارم

به یک قرار سعیدا چگونه زیست کنم

منم که در دل خود یک نفس قرار ندارم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۷۹به دل، ‌داغ غم عشق بت پرکینه ای دارم
  2. شمارهٔ ۴۸۰به بوی زلف جانان پیچ و تاب ساکنی دارم
  3. شمارهٔ ۴۸۱تنی چند بید لرزان و روان ساکنی دارم
  4. شمارهٔ ۴۸۲به گرد کوی جانان های های ساکنی دارم
  5. شمارهٔ ۴۸۳من دورم و من دورم مهجورم و مهجورم
  6. شمارهٔ ۴۸۴از دم تیغ غم او هر نفس خون می‌خورم
  7. شمارهٔ ۴۸۵نگیرم گوشه از راه خدنگت گر گمان باشم
  8. شمارهٔ ۴۸۶کی جفای می و معشوقه و مهتاب کشم
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.