پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۴۷۶

اگرچه در نظر خلق اعتبار ندارم

ولی چو آینه در دل ز کس غبار ندارم

مرا که شهره به سرگشتگی شدم چه کنم

چو جام باده به گردیدن اختیار ندارم

اگرچه یک گل از این بوستان نچید دلم

هزار شکر که در سینه خارخار ندارم

به غیر سایهٔ زلفین آفتاب پناهش

به روز حادثه [جایی] در این دیار ندارم

ز چشمِ خلق نپیچم به صد هنر یک عیب

گدای عشقم و از دلق پاره عار ندارم

گذشتم از سه و پنج و دویی تو ای زاهد

برو برو که سر و برگ این قمار ندارم

سرش نخوانم و از دوش خود بیندازم

به پای دار، سری را که پایدار ندارم

مباد سایهٔ باد خزان کم از چمنم

که تاب منت سرسبزی بهار ندارم

به کوی عشق مرا پایدار کی خوانند

هزار بار اگر سر به پای دار ندارم

به روز واقعه در زیر تاک دفن کنید

مرا که طاقت یک لحظهٔ خمار ندارم

خیال دوست مرا بس که از نزاکت طبع

دماغ بوسه سعیدا سر کنار ندارم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۷۸چو بلبل از خس و خار چمن کاشانه‌ای دارم
  2. شمارهٔ ۴۷۹به دل، ‌داغ غم عشق بت پرکینه ای دارم
  3. شمارهٔ ۴۸۰به بوی زلف جانان پیچ و تاب ساکنی دارم
  4. شمارهٔ ۴۸۱تنی چند بید لرزان و روان ساکنی دارم
  5. شمارهٔ ۴۸۲به گرد کوی جانان های های ساکنی دارم
  6. شمارهٔ ۴۸۳من دورم و من دورم مهجورم و مهجورم
  7. شمارهٔ ۴۸۴از دم تیغ غم او هر نفس خون می‌خورم
  8. شمارهٔ ۴۸۵نگیرم گوشه از راه خدنگت گر گمان باشم
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.