پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۴۷۵

به غیر از دانهٔ دل ز آب چشمش سبزتر دارم

نه هر تخمی که کردم زیر خاک امید بردارم

مرا در راه تقدیر و قضا تسلیم باید بود

که از او هر چه بینم دست بر بالای سر دارم

سراغ دل به غیر از موی او از کس نمی گیرم

که ز این گم گشته،‌ زلف او خبر دارد خبر دارم

دلم آیینهٔ حق است من عکس جمال او

چو با من او نظر دارد منش با او نظر دارم

سعیدا از رخ خورشید مانندش نمی ترسم

ز زلف و کاکل و چشم سیاه او حذر دارم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۷۷ز دست رفتم و امید دستیار ندارم
  2. شمارهٔ ۴۷۸چو بلبل از خس و خار چمن کاشانه‌ای دارم
  3. شمارهٔ ۴۷۹به دل، ‌داغ غم عشق بت پرکینه ای دارم
  4. شمارهٔ ۴۸۰به بوی زلف جانان پیچ و تاب ساکنی دارم
  5. شمارهٔ ۴۸۱تنی چند بید لرزان و روان ساکنی دارم
  6. شمارهٔ ۴۸۲به گرد کوی جانان های های ساکنی دارم
  7. شمارهٔ ۴۸۳من دورم و من دورم مهجورم و مهجورم
  8. شمارهٔ ۴۸۴از دم تیغ غم او هر نفس خون می‌خورم
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.