پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۴۷۴

همچو گرداب در قفای خودم

گرچه سرگشته ام به جای خودم

با بد و نیک کس چه کار مرا

راهبم در کلیسای خودم

به امید ثمر نه بی برگم

من نیم گرچه بینوای خودم

نیست گشتم به هست پیوستم

بیخودم گرچه با خدای خودم

می کنم جنگ و صلح، خود با خود

شکن سنگ مومیای خودم

نیستم احتیاج با دگری

گرچه شه نیستم گدای خودم

در ره دوست تا قدم زده ام

بی تکلف که خاک پای خودم

سعد و نحس خودم سعیدا خود

گاه جغد و گهی همای خودم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۷۶اگرچه در نظر خلق اعتبار ندارم
  2. شمارهٔ ۴۷۷ز دست رفتم و امید دستیار ندارم
  3. شمارهٔ ۴۷۸چو بلبل از خس و خار چمن کاشانه‌ای دارم
  4. شمارهٔ ۴۷۹به دل، ‌داغ غم عشق بت پرکینه ای دارم
  5. شمارهٔ ۴۸۰به بوی زلف جانان پیچ و تاب ساکنی دارم
  6. شمارهٔ ۴۸۱تنی چند بید لرزان و روان ساکنی دارم
  7. شمارهٔ ۴۸۲به گرد کوی جانان های های ساکنی دارم
  8. شمارهٔ ۴۸۳من دورم و من دورم مهجورم و مهجورم
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.