پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۴۷۳

به قطع هستی خود خوب دستیار خودم

همیشه میل کش چشم اعتبار خودم

اگرچه تشنه لبم دیده بحر استغناست

چو آب می روم عمر در کنار خودم

چنان ز خویش برون رفته ام که شد عمری

نشسته ام شب و روز و در انتظار خودم

ز بیم آه جگرسوز خویشتن دایم

چو ابر منتظر چشم اشکبار خودم

گرفته عقل به دست اختیار من زان ره

همیشه در پی بگسستن مهار خودم

از آن زمان که تو را عین خویشتن دیدم

دگر چو آهوی چشم بتان شکار خودم

ز فکر رفته سعیدا هوای سیر وطن

از آن زمان که غریب دیار یار خودم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۷۵به غیر از دانهٔ دل ز آب چشمش سبزتر دارم
  2. شمارهٔ ۴۷۶اگرچه در نظر خلق اعتبار ندارم
  3. شمارهٔ ۴۷۷ز دست رفتم و امید دستیار ندارم
  4. شمارهٔ ۴۷۸چو بلبل از خس و خار چمن کاشانه‌ای دارم
  5. شمارهٔ ۴۷۹به دل، ‌داغ غم عشق بت پرکینه ای دارم
  6. شمارهٔ ۴۸۰به بوی زلف جانان پیچ و تاب ساکنی دارم
  7. شمارهٔ ۴۸۱تنی چند بید لرزان و روان ساکنی دارم
  8. شمارهٔ ۴۸۲به گرد کوی جانان های های ساکنی دارم
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.