پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۴۷۱

به چوگانش اگر سر گو نمی‌کردم چه می‌کردم

اگر جان خاک راه او نمی‌کردم چه می‌کردم

نه عالم آن وفا دارد نه جنت آن صفا دارد

اگر جان بر سر آن کو نمی‌کردم چه می‌کردم

پی اثبات شمشیری که خونم ریخت آن بدخو

اشارت گر به آن ابرو نمی‌کردم چه می‌کردم

سویدای دل و سویدای دین و کار ایمان را

از آن گیسو اگر یک‌سو نمی‌کردم چه می‌کردم

چو آن نازک میان را خواستم در دل کشم صورت

خیال خویش را چون مو نمی‌کردم چه می‌کردم

سعیدا روبه‌رو چون کرد با دنیا مرا دوران

چو او با او اگر نیرو نمی‌کردم چه می‌کردم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۷۳به قطع هستی خود خوب دستیار خودم
  2. شمارهٔ ۴۷۴همچو گرداب در قفای خودم
  3. شمارهٔ ۴۷۵به غیر از دانهٔ دل ز آب چشمش سبزتر دارم
  4. شمارهٔ ۴۷۶اگرچه در نظر خلق اعتبار ندارم
  5. شمارهٔ ۴۷۷ز دست رفتم و امید دستیار ندارم
  6. شمارهٔ ۴۷۸چو بلبل از خس و خار چمن کاشانه‌ای دارم
  7. شمارهٔ ۴۷۹به دل، ‌داغ غم عشق بت پرکینه ای دارم
  8. شمارهٔ ۴۸۰به بوی زلف جانان پیچ و تاب ساکنی دارم
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.