پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۴۷۰

حکایت گل روی تو در چمن کردم

هزار طعنه از آن روی بر سمن کردم

به داد تشنگیم آب خضر گو نرسید

عقیق لعل لب یار در دهن کردم

نکرد غنچهٔ امید من گل از جایی

چه خارها که چو ماهی به پیرهن کردم

به هر زمین که گذشتم ز اشک خونین دم

شکوفه کردم و گل کردم و چمن کردم

ز بی وفایی خود دور یک سخن نشیند

به صد هزار زبان همچو گل سخن کردم

به یادگار گل عارضی است این داغم

که همچو لاله به صد رنگ در کفن کردم

ز بسکه بیخودیم برده است دل ای عقل

دگر میا که در این شهر من وطن کردم

کسی به کافر کتور نمی کند هرگز

ز عشق آنچه سعیدا به خویشتن کردم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۷۲منم که خود غم و خود یار غمگسار خودم
  2. شمارهٔ ۴۷۳به قطع هستی خود خوب دستیار خودم
  3. شمارهٔ ۴۷۴همچو گرداب در قفای خودم
  4. شمارهٔ ۴۷۵به غیر از دانهٔ دل ز آب چشمش سبزتر دارم
  5. شمارهٔ ۴۷۶اگرچه در نظر خلق اعتبار ندارم
  6. شمارهٔ ۴۷۷ز دست رفتم و امید دستیار ندارم
  7. شمارهٔ ۴۷۸چو بلبل از خس و خار چمن کاشانه‌ای دارم
  8. شمارهٔ ۴۷۹به دل، ‌داغ غم عشق بت پرکینه ای دارم
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.