پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۴۶۸

یوسف از حلقه به گوشان تو دیدم گفتم

آنچه در چاه زنخدان تو دیدم گفتم

کفر را باعث جمعیت ایمان در خواب

چون خم زلف پریشان تو دیدم گفتم

با صبا عزم سفر تا سر کویش دارم

هر که از خانه به دوشان تو دیدم گفتم

نیست لایق که نشینی تو به چشم همه خلق

آنچه در مرتبه [و] شأن تو دیدم گفتم

نسبتی نیست شکر را به لب شیرینش

[طوطیی] در شکرستان تو دیدم گفتم

از کمند تو رها یافته در عالم نیست

آسمان را ز اسیران تو دیدم گفتم

دل خون بستهٔ من نیشتری می خواهد

از دل خویش به مژگان تو دیدم گفتم

در کتاب دل صدپاره سعیدا امروز

غزل لایق دیوان تو دیدم گفتم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۷۰حکایت گل روی تو در چمن کردم
  2. شمارهٔ ۴۷۱به چوگانش اگر سر گو نمی‌کردم چه می‌کردم
  3. شمارهٔ ۴۷۲منم که خود غم و خود یار غمگسار خودم
  4. شمارهٔ ۴۷۳به قطع هستی خود خوب دستیار خودم
  5. شمارهٔ ۴۷۴همچو گرداب در قفای خودم
  6. شمارهٔ ۴۷۵به غیر از دانهٔ دل ز آب چشمش سبزتر دارم
  7. شمارهٔ ۴۷۶اگرچه در نظر خلق اعتبار ندارم
  8. شمارهٔ ۴۷۷ز دست رفتم و امید دستیار ندارم
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.