پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۴۶۷

رخ تو دیدم و در عالم دگر رفتم

تمام دل شدم و از پی نظر رفتم

به هر چمن که ز خط و رخ تو کردم یاد

میان سبزه و صد برگ تا کمر رفتم

چو شیشه سرخوش و صافیدل آمدم در بزم

چو آفتاب به سر بردم و به سر رفتم

چو تیر کج عقب افتاده بودم از مطلب

به زور باد و هوا گرچه پیشتر رفتم

برای آن که خبر یابم از حقیقت کار

بیامدم به صد امید و بی خبر رفتم

همان ز بخت سیه باز سر برون کردم

چو خامه تا به گلو گر در آب زر رفتم

ز بخت تیره سعیدا نیافتم خبری

چو آفتاب بسی گرچه دربدر رفتم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۶۹هدف برای خدنگ تو جان خود بردم
  2. شمارهٔ ۴۷۰حکایت گل روی تو در چمن کردم
  3. شمارهٔ ۴۷۱به چوگانش اگر سر گو نمی‌کردم چه می‌کردم
  4. شمارهٔ ۴۷۲منم که خود غم و خود یار غمگسار خودم
  5. شمارهٔ ۴۷۳به قطع هستی خود خوب دستیار خودم
  6. شمارهٔ ۴۷۴همچو گرداب در قفای خودم
  7. شمارهٔ ۴۷۵به غیر از دانهٔ دل ز آب چشمش سبزتر دارم
  8. شمارهٔ ۴۷۶اگرچه در نظر خلق اعتبار ندارم
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.