پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۴۶۶

گذشتم از سر جان سوی جانان بیشتر رفتم

من این ره را ز پای افتادم و بی درد سر رفتم

فزونتر می شود غم هر که در تدبیر می افتد

زدم چون دست و پا از وهم در گل بیشتر رفتم

ز روی سنگ نقش کنده هرگز برنمی خیزد

در این اندیشه ام از یاد آن دل چون به در رفتم

چو بدمستی قیامت بیند و از خواب برخیزد

لبی خشک آمدم در عالم و با چشم تر رفتم

نه چون خورشید سیرانم سعیدا بی‌اثر باشد

نخواهم رفت از دل‌ها چه شد گر از نظر رفتم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۶۸یوسف از حلقه به گوشان تو دیدم گفتم
  2. شمارهٔ ۴۶۹هدف برای خدنگ تو جان خود بردم
  3. شمارهٔ ۴۷۰حکایت گل روی تو در چمن کردم
  4. شمارهٔ ۴۷۱به چوگانش اگر سر گو نمی‌کردم چه می‌کردم
  5. شمارهٔ ۴۷۲منم که خود غم و خود یار غمگسار خودم
  6. شمارهٔ ۴۷۳به قطع هستی خود خوب دستیار خودم
  7. شمارهٔ ۴۷۴همچو گرداب در قفای خودم
  8. شمارهٔ ۴۷۵به غیر از دانهٔ دل ز آب چشمش سبزتر دارم
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.