پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۴۶۵

همچو بلبل آشیان گر در چمن می‌داشتم

صد زبان سرخ چون گل در سخن می‌داشتم

همچو زیر بار خود کی می‌شدم زار و ضعیف

بار عالم گر به دوش خویشتن می‌داشتم

تا نمی‌دیدم ز غربت سردوضعی‌ها به کار

چون سمندر کاش در آتش وطن می‌داشتم

در کمر سنگ قناعت هیچ تأثیری نکرد

کاش من سنگ قناعت در دهن می‌داشتم

عندلیب باغ خاموشی نمی‌گشتم چنین

همچو طوطی من اگر میل سخن می‌داشتم

یوسف مقصود را می‌یافتم هرجا که بود

رهبری گر همچو بوی پیرهن می‌داشتم

کی سعیدا می‌بریدم کف ز خجلت چون ترنج

گر به دست خویش من سیب ذقن می‌داشتم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۶۷رخ تو دیدم و در عالم دگر رفتم
  2. شمارهٔ ۴۶۸یوسف از حلقه به گوشان تو دیدم گفتم
  3. شمارهٔ ۴۶۹هدف برای خدنگ تو جان خود بردم
  4. شمارهٔ ۴۷۰حکایت گل روی تو در چمن کردم
  5. شمارهٔ ۴۷۱به چوگانش اگر سر گو نمی‌کردم چه می‌کردم
  6. شمارهٔ ۴۷۲منم که خود غم و خود یار غمگسار خودم
  7. شمارهٔ ۴۷۳به قطع هستی خود خوب دستیار خودم
  8. شمارهٔ ۴۷۴همچو گرداب در قفای خودم
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.