پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۴۶۲

برون می آورد از دل کدورت را می نابم

تدارک می کند تلخی هجران را شکر خوابم

من از آن جوهر ذاتی که دارم کم نمی گردم

چه شد چون تیغ، گردون گر در آتش می دهد آبم

به زلفش گر ندارم نسبتی خود از چه رو طالع

گهی دارد پریشان گه مشوش گاه بیتابم

اگر بادم برد پیچیده خواهد برد خاکم را

وگر سیلم برد می افکند در دست گردابم

اگر تیغم زنی بر سر چو کوه از جا نمی‌جنبم

چو یوسف می‌روم گر افکنی در چاه سیمابم

سعیدا جز حضور دل عبودیت نمی دانم

از آن روزی که شد ابروی جانان طاق محرابم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۶۴آه از آن روزی که چون یوسف نگاری داشتم
  2. شمارهٔ ۴۶۵همچو بلبل آشیان گر در چمن می‌داشتم
  3. شمارهٔ ۴۶۶گذشتم از سر جان سوی جانان بیشتر رفتم
  4. شمارهٔ ۴۶۷رخ تو دیدم و در عالم دگر رفتم
  5. شمارهٔ ۴۶۸یوسف از حلقه به گوشان تو دیدم گفتم
  6. شمارهٔ ۴۶۹هدف برای خدنگ تو جان خود بردم
  7. شمارهٔ ۴۷۰حکایت گل روی تو در چمن کردم
  8. شمارهٔ ۴۷۱به چوگانش اگر سر گو نمی‌کردم چه می‌کردم
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.