پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۴۶۰

ندیده کسی آنچه من دیده‌ام

سرم گشت از بس که گردیده‌ام

اگر تار عمرم کند دور نیست

بر این رشته بسیار پیچیده‌ام

دمی بی‌محبت کجا بوده‌ام

که تا بوده‌ام عشق ورزیده‌ام

وفا و محبت در این کهنه دیر

ندیدم ز کس بلکه نشنیده‌ام

ز من خوش نشد دل کسی را ولی

نرنجانده‌ام هم نرنجیده‌ام

ز مردم کسی را که خودبین نباشد

ندیدم به جز مردم دیده‌ام

سعیدا ز اوضاع آزادگان

همین ناپسندی پسندیده‌ام

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۶۲برون می آورد از دل کدورت را می نابم
  2. شمارهٔ ۴۶۳خود گدایم گرچه یار هر گدایی نیستم
  3. شمارهٔ ۴۶۴آه از آن روزی که چون یوسف نگاری داشتم
  4. شمارهٔ ۴۶۵همچو بلبل آشیان گر در چمن می‌داشتم
  5. شمارهٔ ۴۶۶گذشتم از سر جان سوی جانان بیشتر رفتم
  6. شمارهٔ ۴۶۷رخ تو دیدم و در عالم دگر رفتم
  7. شمارهٔ ۴۶۸یوسف از حلقه به گوشان تو دیدم گفتم
  8. شمارهٔ ۴۶۹هدف برای خدنگ تو جان خود بردم
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.