پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۴۴۹

کس را چه آگهی است ز فکر متین دل

سرها شکسته بر سر آیین و دین دل

یک بار چون خیال گر افتی به دست من

مالم چها جبین تو را بر جبین دل

دانی چه می کشند ز دست دل تو خلق

چون من اگر شوی دو نفس همنشین دل

گاهی به آب چشم حرارت فرونشان

گرمی زیاده گر [بکند] انگبین دل

دستی به دل گذار که از هر طرف به گوش

تا بشنوی صدای غریب حزین دل

این دسترس که راست که فکر قد تو را

دربر کشد چو جامهٔ بی آستین دل؟

ناصح زبان ببند که جز گوش جان پاک

نتوان شنید صوت غریب حزین دل

حکم جهان [و] مهر سلیمان به نیم جو

جایی که نقش خویش نشاند نگین دل

باشد به عکس بخت سعیدا ثمر دهد

تخم غمی که کاشته ام در زمین دل

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۵۱شد شبنم بی مهر روان بر ورق گل
  2. شمارهٔ ۴۵۲ریزد خزان به خاک چو برگ و نوای گل
  3. شمارهٔ ۴۵۳تشبیه تا به رنگ تو کردند روی گل
  4. شمارهٔ ۴۵۴به جمال تو بود دیدهٔ بینا مشغول
  5. شمارهٔ ۴۵۵رزق و روزی را خدا چون گشته از اول کفیل
  6. شمارهٔ ۴۵۶گذشتم از می و از صاف و درد و شیشه و جام
  7. شمارهٔ ۴۵۷کی شود با بوالهوس آن کاشف اسرار رام
  8. شمارهٔ ۴۵۸تأثیر نیست در نفس مرد ناتمام
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.