پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۴۴۵

از آن زمان که غم او گرفته جای خیال

دگر به گوشهٔ دل کم رسیده پای خیال

به روز وصل دلم صاف تر ز آینه بود

فراق یار مرا کرد آشنای خیال

به فکر گوی سخن گر مراد می خواهی

که زر شود سخن مس ز کیمیای خیال

چه فکرها که نکردم نمی رسد چه کنم

به غیر پنجهٔ دل دست کس به پای خیال

به فکر نفی سوای تو بسکه گردیدم

نیافتیم در این خانه ماسوای خیال

به هر خیال که رفتم گرفت دردسرم

نشد موافق طبع دلم هوای خیال

جهان اگرچه خیال است لیک حضرت حق

نیافریده سعیدا تو را برای خیال

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۴۷گر شوی واقف تو ای بی حاصل از اسرار دل
  2. شمارهٔ ۴۴۸نگهش خاطر آگاه نماند در دل
  3. شمارهٔ ۴۴۹کس را چه آگهی است ز فکر متین دل
  4. شمارهٔ ۴۵۰دارد بت نازک دلم صد جان به قربان در بغل
  5. شمارهٔ ۴۵۱شد شبنم بی مهر روان بر ورق گل
  6. شمارهٔ ۴۵۲ریزد خزان به خاک چو برگ و نوای گل
  7. شمارهٔ ۴۵۳تشبیه تا به رنگ تو کردند روی گل
  8. شمارهٔ ۴۵۴به جمال تو بود دیدهٔ بینا مشغول
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.