پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۴۴۴

اهل عرفان را نباشد فکر سبز و زرد و آل

هر چه افتد در کف دریا بود رزق حلال

گرد کلفت روشنی بخش ضمیر عارف است

خاکساران را غبار تن بود وجه کمال

عاشقان را نشکند پرهیز جز دیدار دوست

روزی آیینه موقوف است بر عکس جمال

ترک دنیا کردگان را دل ز کلفت فارغ است

در نمی یابد رخ آیینه را گرد ملال

پیش آن جمعی که قدر وصل را دانسته اند

حرف در ترک دو عالم می رود نی ترک مال

رمز خاموشی نمی دانند غیر از خامشان

کس نمی فهمد زبان لال را جز گوش لال

یا برو ز اهل حقیقت باش یا ز اهل مجاز

کی به یک جا راست می آید سعیدا حال و قال؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۴۶بگذاشتم چو مهر نشانی ز دود دل
  2. شمارهٔ ۴۴۷گر شوی واقف تو ای بی حاصل از اسرار دل
  3. شمارهٔ ۴۴۸نگهش خاطر آگاه نماند در دل
  4. شمارهٔ ۴۴۹کس را چه آگهی است ز فکر متین دل
  5. شمارهٔ ۴۵۰دارد بت نازک دلم صد جان به قربان در بغل
  6. شمارهٔ ۴۵۱شد شبنم بی مهر روان بر ورق گل
  7. شمارهٔ ۴۵۲ریزد خزان به خاک چو برگ و نوای گل
  8. شمارهٔ ۴۵۳تشبیه تا به رنگ تو کردند روی گل
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.