پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۴۳۹

برکنید ای بت پرستان از ته دل دل ز سنگ

کی شود آسان شما را حل این مشکل ز سنگ

کند ابراهیم از دل های سنگین نقش غیر

گرچه آذر می تراشد صورت باطل ز سنگ

سختگیری افکند از پا درخت خشک را

کی بنای خانهٔ خود را کند عاقل ز سنگ

رنجش از اطوار دور ای دل نشان غافلی است

چین نبندد بر جبین دیوانهٔ کامل ز سنگ

هفتهٔ دوران ما از بس به سختی می رود

کاروانی بسته گویا بار این محمل ز سنگ

کی شود شیرین مذاق عاشق از‌ آن سنگدل

کوهکن گر مقصد خود را کند حاصل ز سنگ

کام از آن دل یافتن مشکل سعیدا شد که کوه

خوردن بس خون جگر تا لعل شد حاصل ز سنگ

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۴۱عکس رخسارهٔ معشوق نماید در سنگ
  2. شمارهٔ ۴۴۲ز چنگ و عود شنیدم به گوش حال نه قال
  3. شمارهٔ ۴۴۳بیت معموری که نامش تن نهاده ذوالجلال
  4. شمارهٔ ۴۴۴اهل عرفان را نباشد فکر سبز و زرد و آل
  5. شمارهٔ ۴۴۵از آن زمان که غم او گرفته جای خیال
  6. شمارهٔ ۴۴۶بگذاشتم چو مهر نشانی ز دود دل
  7. شمارهٔ ۴۴۷گر شوی واقف تو ای بی حاصل از اسرار دل
  8. شمارهٔ ۴۴۸نگهش خاطر آگاه نماند در دل
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.