پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۴۳۱

لاله و صد برگ رعنا نیست در گلزار عشق

داغ نومیدی است زیب گوشهٔ دستار عشق

بس کساد افتاده است این جا قماش خودنما

نیست سودا غیر ترک خویش در بازار عشق

سوختن کشتن به آب انداختن بر هم زدن

از ازل این است تا روز قیامت کار عشق

حشر از پا افتد و معزول گردد نفخ صور

گر نوازد مطرب تقدیر موسیقار عشق

در علاج درد مجنون ای حکیم اجزا مکوب

بی شراب وصل صحت کی شود بیمار عشق؟

رقص دارد بر دم شمشیر خون کشتگان

کی سر منصور زحمت می کشد بر دار عشق؟

از تمنای تجلی نی مرادش خلق بود

بلکه اثبات حقیقت بود در تکرار عشق

راز خود خود فاش می سازد سعیدا [مشک عشق]

ورنه کی باشد کسی را طاقت اظهار عشق؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۳۳تا نگذری ز سر نروی از قفای عشق
  2. شمارهٔ ۴۳۴بسکه دلگیرم ز چین گوشهٔ ابروی خلق
  3. شمارهٔ ۴۳۵دانی چه بود بادهٔ گلگون ز رگ تاک
  4. شمارهٔ ۴۳۶بی حجابانه برآورده سر از دامن خاک
  5. شمارهٔ ۴۳۷کو [دلی] کز ستم چرخ نباشد غمناک
  6. شمارهٔ ۴۳۸منتظر جمال او انس و اجنه و ملک
  7. شمارهٔ ۴۳۹برکنید ای بت پرستان از ته دل دل ز سنگ
  8. شمارهٔ ۴۴۰عافیت را جامه گر بردوش ما افتاده تنگ
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.