پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۴۳۰

گریه را سرکرد چشمم باز طوفان کرد عشق

کاسهٔ آب دلم را بحر عمان کرد عشق

سوخت ما را گرچه از غم لیک جانان را گداخت

کس به تن هرگز نسازد آنچه با جان کرد عشق

باعث تشویش معشوق است جوش عاشقان

از هجوم بلبلان گل را پریشان کرد عشق

خادم طفل کلیسا ساخت چندین شیخ را

ای بسا فرعون را موسای عمران کرد عشق

گاه خود را می زند بر آتش و گاهی بر آب

کس نمی داند که با عاشق چه فرمان کرد عشق

در شبستان گنه ما را ز مهر خویشتن

روشناس مرد و زن چون ماه تابان کرد عشق

معنی «یا نار کونی» نیست مخصوص خلیل

آتشی بر هر که زد آخر گلستان کرد عشق

بلبل طبعم سعیدا پیش از این خاموش بود

در تماشای گل رویی غزلخوان کرد عشق

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۳۲بیرون ز عقل هاست در این جا شمار عشق
  2. شمارهٔ ۴۳۳تا نگذری ز سر نروی از قفای عشق
  3. شمارهٔ ۴۳۴بسکه دلگیرم ز چین گوشهٔ ابروی خلق
  4. شمارهٔ ۴۳۵دانی چه بود بادهٔ گلگون ز رگ تاک
  5. شمارهٔ ۴۳۶بی حجابانه برآورده سر از دامن خاک
  6. شمارهٔ ۴۳۷کو [دلی] کز ستم چرخ نباشد غمناک
  7. شمارهٔ ۴۳۸منتظر جمال او انس و اجنه و ملک
  8. شمارهٔ ۴۳۹برکنید ای بت پرستان از ته دل دل ز سنگ
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.