پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۴۲۹

به دلی سخت و دلی نرم نظر دارد عشق

به نگاه از دل فولاد گذر دارد عشق

هر کجا پای نهد جای محبت خالی است

منزل و خانه به هر کوه [و] کمر دارد عشق

گفت نرگس که به چشمم بنشین لاله شنید

سر فرو کرد که نی جای به سر دارد عشق

می کشد می شکند می کشد و می سوزد

گر جهان یک طرف افتد چه خطر دارد عشق

نی همین دست به تاراج غریبان دارد

آسمان را چو زمین زیر و زبر دارد عشق

تا محبت نبود اهل محبت نشوی

هر کجا هست دلی خوب خبر دارد عشق

گه به یک عیب دو صد فضل عطا می سازد

نی همین سعی به پاداش هنر دارد عشق

عقل در کار جهان است سعیدا شب و روز

لیک بیرون ز جهان کار دگر دارد عشق

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۳۱لاله و صد برگ رعنا نیست در گلزار عشق
  2. شمارهٔ ۴۳۲بیرون ز عقل هاست در این جا شمار عشق
  3. شمارهٔ ۴۳۳تا نگذری ز سر نروی از قفای عشق
  4. شمارهٔ ۴۳۴بسکه دلگیرم ز چین گوشهٔ ابروی خلق
  5. شمارهٔ ۴۳۵دانی چه بود بادهٔ گلگون ز رگ تاک
  6. شمارهٔ ۴۳۶بی حجابانه برآورده سر از دامن خاک
  7. شمارهٔ ۴۳۷کو [دلی] کز ستم چرخ نباشد غمناک
  8. شمارهٔ ۴۳۸منتظر جمال او انس و اجنه و ملک
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.