پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۴۲۷

زند بر ابر نیسان طعن خشکی گوهر عاشق

محیطی را نیارد در نظر چشم تر عاشق

بریدن ها نمایان است از غیر تو ای بدخو

که نقش بوریا باشد به پهلو جوهر عاشق

ز بالینش چه گویم کوه را سرگشته می سازد

به نرمی طعنه زد بر سنگ خارا بستر عاشق

چه می دانی تو با ما نیش آن مژگان چه می گوید

نداند کس بجز عاشق زبان خنجر عاشق

به هر جا نوخطی دیدم گرفتم نسخهٔ او را

نباشد جز خط خوبان [خطی] در دفتر عاشق

چرا شوریده دایم می رود دریا نمی دانم

مگر افکنده بی باکی در او خاکستر عاشق

سرت گردم برای چشم زخم و عطر بزم تو

نمی سوزد بجز دل چیز دیگر مجمر عاشق

سعیدا غیر چشم مست و مژگان سیاه او

نباشد حکم کس فرمان روا در کشور عاشق

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۲۹به دلی سخت و دلی نرم نظر دارد عشق
  2. شمارهٔ ۴۳۰گریه را سرکرد چشمم باز طوفان کرد عشق
  3. شمارهٔ ۴۳۱لاله و صد برگ رعنا نیست در گلزار عشق
  4. شمارهٔ ۴۳۲بیرون ز عقل هاست در این جا شمار عشق
  5. شمارهٔ ۴۳۳تا نگذری ز سر نروی از قفای عشق
  6. شمارهٔ ۴۳۴بسکه دلگیرم ز چین گوشهٔ ابروی خلق
  7. شمارهٔ ۴۳۵دانی چه بود بادهٔ گلگون ز رگ تاک
  8. شمارهٔ ۴۳۶بی حجابانه برآورده سر از دامن خاک
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.