پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۴۲۲

ترک دنیا کن و از دنیا ملاف

چند باشی چون زنان زیر لحاف

جوهرش کی می نماید با کسی

تیغ تا بیرون نیاید از غلاف

هستی ات تل بزرگی گشته است

چند خواهی کرد این تل را طواف

گر [همایی]خود تو سیمرغی شوی

چون برآیی بر سر این کوه قاف

گر به نفست برنمی آیی به زور

چون توانی کرد با غیری مصاف؟

بندگی کن بندگی کن بندگی

هیچ کس از بندگی نامد معاف

نشئه ای سرشار دارد شعر ما

این شراب از پردهٔ دل گشته صاف

او غفور است ای سعیدا می بنوش

با کریمان کار باشد لاتخاف

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۲۴ماه ما بالذات یک ماه است و اسما مختلف
  2. شمارهٔ ۴۲۵تنم چو روح سبک گشته در هوای لطیف
  3. شمارهٔ ۴۲۶گوشه ای نیست که آن جا نرسد پای فراق
  4. شمارهٔ ۴۲۷زند بر ابر نیسان طعن خشکی گوهر عاشق
  5. شمارهٔ ۴۲۸چه غم از قبله و از قبله نما دارد عشق
  6. شمارهٔ ۴۲۹به دلی سخت و دلی نرم نظر دارد عشق
  7. شمارهٔ ۴۳۰گریه را سرکرد چشمم باز طوفان کرد عشق
  8. شمارهٔ ۴۳۱لاله و صد برگ رعنا نیست در گلزار عشق
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.