پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۴۲۳

چو نیست معنی باطن به تخت و جاه ملاف

نشین به روی حصیر ای دلا و زر می باف

تو در طریق کسی رو که «ما عرفنا» گفت

مکن پرستش اغیار را چو عبدمناف

زیارت دل افتادگان این ره کن

که هر نفس به خدا کعبه می رود به طواف

طریق امن ره بیخودی و قلاشی است

که این گروه به امر خدا شدند معاف

ز بس فسرده دلی ای مرید خواب شدی

چو پنبه در گرو بستر و رهین لحاف

چه کعبه ای است خدایا دلم که هر دو جهان

نمی دهم ره و هر دم همی کنند طواف

شمار عقد نفس کن نه مهرهٔ تسبیح

که نقد عمر چنین می رود بسی به خلاف

تو ای خلاصهٔ گنجینهٔ خدای کریم

در این خزینه گشا چشم خویش شو صراف

هر آن که بر سر این توده خاک پا نگذاشت

نمی رسد قدمش بر رکاب روز مصاف

اگرچه یار مبراست از دو کون بگوی

که پاکبازی عشاق را دهد انصاف

هر آن که هست به وجهی معیشتی دارد

مرا بغیر جمال تو نیست وجه کفاف

کنم به فکر، سعیدا شکر ز شیر جدا

اگرچه فرق ندانم میان قاف ز کاف

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۲۵تنم چو روح سبک گشته در هوای لطیف
  2. شمارهٔ ۴۲۶گوشه ای نیست که آن جا نرسد پای فراق
  3. شمارهٔ ۴۲۷زند بر ابر نیسان طعن خشکی گوهر عاشق
  4. شمارهٔ ۴۲۸چه غم از قبله و از قبله نما دارد عشق
  5. شمارهٔ ۴۲۹به دلی سخت و دلی نرم نظر دارد عشق
  6. شمارهٔ ۴۳۰گریه را سرکرد چشمم باز طوفان کرد عشق
  7. شمارهٔ ۴۳۱لاله و صد برگ رعنا نیست در گلزار عشق
  8. شمارهٔ ۴۳۲بیرون ز عقل هاست در این جا شمار عشق
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.