پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۴۱۵

گفتند بر رخ تو نمایان شده است خط

بد کرده هر که گفته به روی تو زین نمط

در دیده اش ز نور سودای نبوده است

حرفش غلط برآمد و خط بر رخت غلط

خط بر رخ تو نسخهٔ خوبی تمام کرد

خالی است بر کنار لبت جای یک نقط

افتاده ام به دست دل چشم اشکبار

تا کی کشم مزاحمت دشت و رنج شط؟

شیخی اگر کند ز سعیدا عجیب نیست

منصور شد به دار بقا و سری سقط

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۱۷خویش را یکبارگی تا سختم از دل وداع
  2. شمارهٔ ۴۱۸ای ز ایراد قلم هم نفسانت مرفوع
  3. شمارهٔ ۴۱۹نه پنبه از پی راحت گذاشتم بر داغ
  4. شمارهٔ ۴۲۰بر کف آیینه نه دستی دگر بردار ایاغ
  5. شمارهٔ ۴۲۱پیش رویش کرد پنهان مهر در روزن چراغ
  6. شمارهٔ ۴۲۲ترک دنیا کن و از دنیا ملاف
  7. شمارهٔ ۴۲۳چو نیست معنی باطن به تخت و جاه ملاف
  8. شمارهٔ ۴۲۴ماه ما بالذات یک ماه است و اسما مختلف
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.