پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۴۱۴

آخر دمید بر رخ جانان، بهار خط

در دور روی یار نمود اعتبار خط

سنبل چسان کشد سر خود در بنفشه زار

از پا فتاد زلف تو در روزگار خط

بر روی خویش تیغ جفا را چه می کشی

مشق ستم مساز پی اقتدار خط

دل چون سفینه می رود از خویشتن که گاه

دریای حسن موج زند در کنار خط

ابرو کمان من، صف مژگان ناز را

بر هم مزن که مورچه پی شد سوار خط

خط بر رخش دمید سعیدا چه گریه است

طوفان نمی برد ز دل کس غبار خط

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۱۶می رود آخر چو از تن پس ز تن جان را چه حظ
  2. شمارهٔ ۴۱۷خویش را یکبارگی تا سختم از دل وداع
  3. شمارهٔ ۴۱۸ای ز ایراد قلم هم نفسانت مرفوع
  4. شمارهٔ ۴۱۹نه پنبه از پی راحت گذاشتم بر داغ
  5. شمارهٔ ۴۲۰بر کف آیینه نه دستی دگر بردار ایاغ
  6. شمارهٔ ۴۲۱پیش رویش کرد پنهان مهر در روزن چراغ
  7. شمارهٔ ۴۲۲ترک دنیا کن و از دنیا ملاف
  8. شمارهٔ ۴۲۳چو نیست معنی باطن به تخت و جاه ملاف
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.