پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۴۱۱

یا من فتح باسمک باب السلام فیض

انت السلام دارک دارالسلام فیض

در مدح قامت تو و لعل لب تو بود

هر جا رسیده است به گوشم کلام فیض

صیدی که شد اسیر تو فیض است قسمتش

خال و خط تو دانهٔ فیض است و دام فیض

سرو بهشت و پیکر فیض است قامتش

چشم و نگاه، بادهٔ فیض است و جام فیض

بالم ز ذوق چاک زنم خرقه همچو گل

هر گه صبا ز کوی تو آرد پیام فیض

قد تو عمر خضر و خرامت روان پاک

روی تو صبح صادق و زلف تو شام فیض

من واله ام تو را و تو حیران خویشتن

من مست چشم و چشم تو مست مدام فیض

افتد به پای من گل اگر بو نمی کنم

در گلشنی که نیست سعیدا دوام فیض

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۱۳در جهان هرگز دلا منشین ز پای احتیاط
  2. شمارهٔ ۴۱۴آخر دمید بر رخ جانان، بهار خط
  3. شمارهٔ ۴۱۵گفتند بر رخ تو نمایان شده است خط
  4. شمارهٔ ۴۱۶می رود آخر چو از تن پس ز تن جان را چه حظ
  5. شمارهٔ ۴۱۷خویش را یکبارگی تا سختم از دل وداع
  6. شمارهٔ ۴۱۸ای ز ایراد قلم هم نفسانت مرفوع
  7. شمارهٔ ۴۱۹نه پنبه از پی راحت گذاشتم بر داغ
  8. شمارهٔ ۴۲۰بر کف آیینه نه دستی دگر بردار ایاغ
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.