پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۴۰۵

کو چنان حالی که سازد از چنین حالم خلاص

[یا که ] پروازی که سازد از پر و بالم خلاص

باد عالی پایهٔ ادبار یارب زان که او

کرد بی منت ز منت های اقبالم خلاص

طالب آن هندوم کز یک کف خاکستری

کرد از احرام سفید و خرقهٔ شالم خلاص

باد بالا نوخطان را دست حسن بر کمال

ساختند از جامهٔ چون خامه چون نالم خلاص

داد جام باده بدمستی ز دین بیگانه ای

از چهل تن کرد بیرون وز ابدالم خلاص

دوش در بزم خموشان یک نفس دادند جای

حالتی آمد که کرد از قیل و از قالم خلاص

در حساب روز [و] شب عمرم سعیدا صرف شد

کرد آن رخساره و زلف از مه و سالم خلاص

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۰۷کدام تن که بود از خیال سر خالص
  2. شمارهٔ ۴۰۸من به چشم و رخ آن سرو روانم مخلص
  3. شمارهٔ ۴۰۹دلا پادشاهی گدایی است محض
  4. شمارهٔ ۴۱۰کند ز جوهر معنی مرا بیان عارض
  5. شمارهٔ ۴۱۱یا من فتح باسمک باب السلام فیض
  6. شمارهٔ ۴۱۲نیست گل الفتی در چمن اختلاط
  7. شمارهٔ ۴۱۳در جهان هرگز دلا منشین ز پای احتیاط
  8. شمارهٔ ۴۱۴آخر دمید بر رخ جانان، بهار خط
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.