پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۴۰۲

برداشتیم چو نظر از اعتبار خویش

دیدیم بی مضایقه دیدار یار خویش

تا دیده ایم جوهر شمشیر موج آب

داریم ذوق غوطه زدن در کنار خویش

در قید تار ساختهٔ رشتهٔ سلوک

افتاده ای تو چون گهر از اعتبار خویش

روشندلان که داغ تو بردند زیر خاک

از لاله کرده اند چراغ مزار خویش

هر دم هزار ناله کنم همچو عندلیب

از شعبه های طالع ناسازگار خویش

کردیم گرد هستی خود پایمال عشق

برداشتیم از آینهٔ دل غبار خویش

در چشم ناقصان چه بنایی نهاده است

گردون به بام ریختهٔ بی مدار خویش

بلبل شکست ناخن تدبیر خود به دل

از خار گل علاج کند خارخار خویش

از کثرت ریاست که سرپیچ و سبحه را

زاهد گذاشت بر سر سنگ مزار خویش

تا دید هر که هست به دامی است مبتلا

شهباز همتم نکند جز شکار خویش

از چشم روزگار سعیدا فتاده ام

هرگز نکرده ام گله از روزگار خویش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۰۴بریده‌ام ز دو عالم به ارهٔ اخلاص
  2. شمارهٔ ۴۰۵کو چنان حالی که سازد از چنین حالم خلاص
  3. شمارهٔ ۴۰۶من دیده ام آن را که مکانی نیست مشخص
  4. شمارهٔ ۴۰۷کدام تن که بود از خیال سر خالص
  5. شمارهٔ ۴۰۸من به چشم و رخ آن سرو روانم مخلص
  6. شمارهٔ ۴۰۹دلا پادشاهی گدایی است محض
  7. شمارهٔ ۴۱۰کند ز جوهر معنی مرا بیان عارض
  8. شمارهٔ ۴۱۱یا من فتح باسمک باب السلام فیض
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.