پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۳۹۸

خط سبزی تماشا کردم از رخسار گلگونش

نخواندم لیکن از انداز پی بردم به مضمونش

مدان آسان طریق خانهٔ دیوانه ای عاقل

که می آید برون از عهدهٔ یک بر مجنونش؟

سیه ماری است زلف او که در تدبیر تسخیرش

بسی کردم نه جادو می کند کار و نه افسونش

نشد تار مخالف راست با من چرخ را هرگز

که او بد می نوازد من نمی رقصم به قانونش

کند یک سرمه دانش کار صد مینای پر می را

چو سازد با شراب غمزه زهر چشم افیونش

بلای قامتش کی می رسد با فتنهٔ چشمش

برابر کی شود روز قیامت با شبیخونش؟

شرابم می دهد تسکین خاطر در غم آن لب

سعیدا میْ‌پرستم کرد آخر لعل میگونش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۰۰اگر به دست من افتد دوباره ساغر عیش
  2. شمارهٔ ۴۰۱هر دم روم ز هوش و کنم خیر باد خویش
  3. شمارهٔ ۴۰۲برداشتیم چو نظر از اعتبار خویش
  4. شمارهٔ ۴۰۳[دیدم تو را و رفتم] یک باره از بر خویش
  5. شمارهٔ ۴۰۴بریده‌ام ز دو عالم به ارهٔ اخلاص
  6. شمارهٔ ۴۰۵کو چنان حالی که سازد از چنین حالم خلاص
  7. شمارهٔ ۴۰۶من دیده ام آن را که مکانی نیست مشخص
  8. شمارهٔ ۴۰۷کدام تن که بود از خیال سر خالص
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.