پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۴۰۰

اگر به دست من افتد دوباره ساغر عیش

به هر دو دست زنم جام عیش بر سر عیش

به آه یأس و ندامت تمام خواهم سوخت

شبی که چرخ مرا افکند به بستر عیش

قماش عیش که نقشش بر آب می بینم

مکن سرور تو بر این بساط کم بر عیش

در این زمانه چو عنقا وجود نایاب است

صفای وقت، دل با حضور [و] پیکر عیش

مرا به خانهٔ عشرت دگر مبر ای دل

که اوفتاده چه سرها ز پای بر در عیش

چه نیش ها که سعیدا به نوش عشرت نیست

مزن تو سینهٔ عریان خود به خنجر عیش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۰۲برداشتیم چو نظر از اعتبار خویش
  2. شمارهٔ ۴۰۳[دیدم تو را و رفتم] یک باره از بر خویش
  3. شمارهٔ ۴۰۴بریده‌ام ز دو عالم به ارهٔ اخلاص
  4. شمارهٔ ۴۰۵کو چنان حالی که سازد از چنین حالم خلاص
  5. شمارهٔ ۴۰۶من دیده ام آن را که مکانی نیست مشخص
  6. شمارهٔ ۴۰۷کدام تن که بود از خیال سر خالص
  7. شمارهٔ ۴۰۸من به چشم و رخ آن سرو روانم مخلص
  8. شمارهٔ ۴۰۹دلا پادشاهی گدایی است محض
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.