پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۳۹۱

آسوده شو از سود و مبرا ز زیان باش

دنیا گذران است تو در هم در گذران باش

خواهی که تو را خرقهٔ تجرید رسانند

چون سرو شو آزاد و چو نرگس نگران باش

هرگز ندهم دل به کسی کاو ندهد دل

گو ابن فلان ابن فلان ابن فلان باش

خواهی که کنی جای به فانوس خیالی

انگشت نما هم نفس گرمروان باش

تا دیدهٔ خودبین تو را دوست نماید

چون مردم چشم از نظر خویش نهان باش

زنهار سعیدا مکن از یار شکایت

گر تیر کشد سوی تو از ناز کمان باش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۹۳چرا پر است ز عالم، دل خریدارش
  2. شمارهٔ ۳۹۴اگر چون خضر می‌بخشند جان را بر شهیدانش
  3. شمارهٔ ۳۹۵من و آن قامت شوخی که در هنگام جولانش
  4. شمارهٔ ۳۹۶دارم بتی که کار نظر نیست دیدنش
  5. شمارهٔ ۳۹۷یک قامت بلند به هر می کشیدنش
  6. شمارهٔ ۳۹۸خط سبزی تماشا کردم از رخسار گلگونش
  7. شمارهٔ ۳۹۹یار ما بنمود رو شد در حجاب از پرتوش
  8. شمارهٔ ۴۰۰اگر به دست من افتد دوباره ساغر عیش
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.