پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۳۸۶

چشمی که گهربار نباشد چه کند کس

آن جام که سرشار نباشد چه کند کس

دلدار که غمخوار نباشد چه کند کس

یاری که وفادار نباشد چه کند کس

از حال ز خود بی خبران بی خبر از خویش

هر لحظه خبردار نباشد چه کند کس

در دار جهان مرتبهٔ شیخ جنیدی

منصور که بر دار نباشد چه کند کس

زلفی که نپیچد به کمر خوش ننماید

در کفر که زنار نباشد چه کند کس

زاهد ز خرابات سخن برد به مسجد

در خرقه که ستار نباشد چه کند کس

عالم همه گلزار بود لیک چو نرگس

آن دیده که بیدار نباشد چه کند کس

مقصود ز خورشید عتابست [و] حرارت

ماهی که ستمکار نباشد چه کند کس

باغی است جهان لیک پر از خار ملامت

آن باغ که گلزار نباشد چه کند کس

آن دل که به زلف صنم لاله عذاری

چون تاب گرفتار نباشد چه کند کس

رندی که پریشانی او ظاهر و پیدا

از گوشهٔ دستار نباشد چه کند کس

داریم ز هر گونه متاعی و در این شهر

مردی که خریدار نباشد چه کند کس

منظور سعیدا ز جهان روی بتان است

در خلد که دیدار نباشد چه کند کس

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۸۸سبزهٔ خط گو دمید آشفته چون سنبل مباش
  2. شمارهٔ ۳۸۹پر کن از خون جام، صهبا گر نباشد گو مباش
  3. شمارهٔ ۳۹۰چرخ با ما دل مصفا گر نباشد گو مباش
  4. شمارهٔ ۳۹۱آسوده شو از سود و مبرا ز زیان باش
  5. شمارهٔ ۳۹۲ما را به آن نگاه کرامت شعار بخش
  6. شمارهٔ ۳۹۳چرا پر است ز عالم، دل خریدارش
  7. شمارهٔ ۳۹۴اگر چون خضر می‌بخشند جان را بر شهیدانش
  8. شمارهٔ ۳۹۵من و آن قامت شوخی که در هنگام جولانش
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.