پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۳۸۸

سبزهٔ خط گو دمید آشفته چون سنبل مباش

بیش از این در قید زلف و پیچش کاکل مباش

از هزاران بی وفا عاشق چه حاصل عشق را

باغ باید سبز گو تعریف گر بلبل مباش

تیغ همت تیز می باید که در قتل عدو

ذوالفقار مرتضی کافی است گو دلدل مباش

سعی کن جزء وجود خویش را بر هم بزن

این قدر ای مرد خودبین در تلاش کل مباش

خارخار آن گل رخسار هم در دل بس است

در بهاران گو سعیدا دامن پرگل مباش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۹۰چرخ با ما دل مصفا گر نباشد گو مباش
  2. شمارهٔ ۳۹۱آسوده شو از سود و مبرا ز زیان باش
  3. شمارهٔ ۳۹۲ما را به آن نگاه کرامت شعار بخش
  4. شمارهٔ ۳۹۳چرا پر است ز عالم، دل خریدارش
  5. شمارهٔ ۳۹۴اگر چون خضر می‌بخشند جان را بر شهیدانش
  6. شمارهٔ ۳۹۵من و آن قامت شوخی که در هنگام جولانش
  7. شمارهٔ ۳۹۶دارم بتی که کار نظر نیست دیدنش
  8. شمارهٔ ۳۹۷یک قامت بلند به هر می کشیدنش
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.