پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۳۸۷

ساقیا در گرد کن جام پیاپی زود باش

نشئه دیگر می‌دهد می بر سر می زود باش

شعله‌ای از عشق پیدا کن که پیری می‌رسد

بر فروز آتش که آمد موسم دی زود باش

انتقام ناز او از ما فقیران می‌کشی

داد ما را هم ستان این چرخ از وی زود باش

جادهٔ مقصود را نام و نشان معلوم نیست

هرکه را بینی در این رهرو پیاپی زود باش

یک نفس باشد که با او خویشتن همدم کند

ساز خود را از خودی کن پاک چون نی زود باش

این غزل را صائبا هم ای سعیدا گفته است

«های [هایی] سر کن ای بی‌درد، هی هی زود باش»

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۸۹پر کن از خون جام، صهبا گر نباشد گو مباش
  2. شمارهٔ ۳۹۰چرخ با ما دل مصفا گر نباشد گو مباش
  3. شمارهٔ ۳۹۱آسوده شو از سود و مبرا ز زیان باش
  4. شمارهٔ ۳۹۲ما را به آن نگاه کرامت شعار بخش
  5. شمارهٔ ۳۹۳چرا پر است ز عالم، دل خریدارش
  6. شمارهٔ ۳۹۴اگر چون خضر می‌بخشند جان را بر شهیدانش
  7. شمارهٔ ۳۹۵من و آن قامت شوخی که در هنگام جولانش
  8. شمارهٔ ۳۹۶دارم بتی که کار نظر نیست دیدنش
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.