پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۳۸۵

خورشیدوشی در به دری را چه کند کس

معشوق پریشان نظری را چه کند کس

یک کس به جهان واقف اسرار ندیدیم

این طایفهٔ بی خبری را چه کند کس

چشم از دو جهان دوختن آسان بود اما

از هر دو جهان پاک بری را چه کند کس

شاید که توان داشت دل از ماه جبینان

لیکن صنم مو کمری را چه کند کس

در هند توان دین و دل خویش نگه داشت

هندو بچهٔ لب شکری را چه کند کس

گفتند به لیلی که میامیز به مجنون

گفتا که بلی رنجبری را چه کند کس

تکلیف به دل کرد سرشکم که بیا گفت

همراهی این نوسفری را چه کند کس

من مفلس و زر می طلبد یار سعیدا

خود گوی چنین سیمبری را چه کند کس

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۸۷ساقیا در گرد کن جام پیاپی زود باش
  2. شمارهٔ ۳۸۸سبزهٔ خط گو دمید آشفته چون سنبل مباش
  3. شمارهٔ ۳۸۹پر کن از خون جام، صهبا گر نباشد گو مباش
  4. شمارهٔ ۳۹۰چرخ با ما دل مصفا گر نباشد گو مباش
  5. شمارهٔ ۳۹۱آسوده شو از سود و مبرا ز زیان باش
  6. شمارهٔ ۳۹۲ما را به آن نگاه کرامت شعار بخش
  7. شمارهٔ ۳۹۳چرا پر است ز عالم، دل خریدارش
  8. شمارهٔ ۳۹۴اگر چون خضر می‌بخشند جان را بر شهیدانش
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.