پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۳۸۰

از حیات ابد آن روح روان ما را بس

ما گذشتیم ز جان، صورت جان ما را بس

با رقیبان اگر اظهار کرم می سازد

گذران است همین لطف نهان ما را بس

ای جوانان به شما فصل بهار ارزانی

پیرافشانی هنگام خزان ما را بس

دیده را قسمت دیدار تو هر چند نماند

در ره وصل تو چشم نگران ما را بس

گرچه از ساغر دوران نکشیدیم [میی]

نظر جاذبهٔ پیر مغان ما را بس

طمع گنج نکردیم در این دیر خراب

همچو ماری کف خاکی به دهان ما را بس

به تمنای دم گرم مسیحا نرویم

ای سعیدا نفس سوختگان ما را بس

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۸۲می برندش به همان راه که آمد واپس
  2. شمارهٔ ۳۸۳کاکل خود را ببین از پیچ و تاب ما مپرس
  3. شمارهٔ ۳۸۴اشکی که به گلشن چمن‌آرا نکند کس
  4. شمارهٔ ۳۸۵خورشیدوشی در به دری را چه کند کس
  5. شمارهٔ ۳۸۶چشمی که گهربار نباشد چه کند کس
  6. شمارهٔ ۳۸۷ساقیا در گرد کن جام پیاپی زود باش
  7. شمارهٔ ۳۸۸سبزهٔ خط گو دمید آشفته چون سنبل مباش
  8. شمارهٔ ۳۸۹پر کن از خون جام، صهبا گر نباشد گو مباش
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.