پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۳۷۷

ز درد ما نه همین آشنا کند پرهیز

ز بیدلی اجل از درد ما کند پرهیز

ز تلخکامی ذاتیم بس عجب نبود

که از شکستهٔ عظمم هما کند پرهیز

به گاه جلوه چنان نازک است آن کف پا

که همچو چشم ز رنگ حنا کند پرهیز

غبار راه تو هر دیده را که داد جلا

دگر ز سرمه و از توتیا کند پرهیز

درون صومعه خود را هلال می سازد

ریاگری که ز نشو و نما کند پرهیز

از آن زمان که ز یاقوتی لبش خوردم

دل شکسته ام از مومیا کند پرهیز

کسی که خاک شود زر به دست همت او

به خاک افتد و از کیمیا کند پرهیز

حکیم خسته دلان غیر از این جواب نداد

که گفتمش که سعید از چها کند پرهیز

برای قوت ایمان و ضعف اسلامش

کباب داغ مکد از هوا کند پرهیز

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۷۹در کفر حق پرست شو آن گه خداشناس
  2. شمارهٔ ۳۸۰از حیات ابد آن روح روان ما را بس
  3. شمارهٔ ۳۸۱پای انداز ز پا افتاده دامان است بس
  4. شمارهٔ ۳۸۲می برندش به همان راه که آمد واپس
  5. شمارهٔ ۳۸۳کاکل خود را ببین از پیچ و تاب ما مپرس
  6. شمارهٔ ۳۸۴اشکی که به گلشن چمن‌آرا نکند کس
  7. شمارهٔ ۳۸۵خورشیدوشی در به دری را چه کند کس
  8. شمارهٔ ۳۸۶چشمی که گهربار نباشد چه کند کس
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.