پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۳۷۶

رسید نامهٔ عنبرفشان مشک آمیز

به این فقیر دعاگوی بی کس و بی چیز

چو گل گشودم و همچون صبا ز خود رفتم

به آن امید که بینم مگر جمال تو نیز

رسید دام خط و دانه های نقطه در او

چو زلف و خال محبت فزا و مهرانگیز

چه کاغذ و چه مرکب که خط مهر و وفا

به روی روز، رقم کرده خامهٔ شبدیز

کجا به منع کسان دل ز راه او گردد

که چشم مست ز پرهیز می کند پرهیز

امیدوار چنانم که جام و ساغر تو

همیشه از می صدق و صفا بود لبریز

ز بسکه واله و حیران کارهای توام

ز شخص و عکس ندارم در آبگینه تمیز

امید هست مرا از خدای دوست نواز

که دشمنان تو گردند بر هوا ناچیز

مراد دل به تحمل برآید از لب یار

که صبر، لعل کند سنگ را نه آتش تیز

چو نیست یوسف کنعان به کام عاشق زار

بیا بگو که زلیخا چه سود عمر عزیز

به یاد وصل تو تنها نه من ز خود رفتم

خیال رفته و دل رفته و سعیدا نیز

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۷۸با چنین دل چون توانم کرد جانان را سپاس
  2. شمارهٔ ۳۷۹در کفر حق پرست شو آن گه خداشناس
  3. شمارهٔ ۳۸۰از حیات ابد آن روح روان ما را بس
  4. شمارهٔ ۳۸۱پای انداز ز پا افتاده دامان است بس
  5. شمارهٔ ۳۸۲می برندش به همان راه که آمد واپس
  6. شمارهٔ ۳۸۳کاکل خود را ببین از پیچ و تاب ما مپرس
  7. شمارهٔ ۳۸۴اشکی که به گلشن چمن‌آرا نکند کس
  8. شمارهٔ ۳۸۵خورشیدوشی در به دری را چه کند کس
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.