پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۳۷۵

نیست راهی خنده را بر آن لب میگون هنوز

وانگردیده است از هم غنچهٔ مضمون هنوز

در شب معراج پا بر آسمان بنهاده بود

بار منت می کشد بر دوش خود گردون هنوز

تخم حسرت سبز شد بر خاک ما اما نکرد

دانهٔ امید ما از خاک، سر بیرون هنوز

آخر منصوبهٔ مهر بتان را کس ندید

عشق می بازند با هم لیلی و مجنون هنوز

بی وفایی از جهان هرگز سعیدا کم نشد

بر همان آهنگ اول هست این قانون هنوز

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۷۷ز درد ما نه همین آشنا کند پرهیز
  2. شمارهٔ ۳۷۸با چنین دل چون توانم کرد جانان را سپاس
  3. شمارهٔ ۳۷۹در کفر حق پرست شو آن گه خداشناس
  4. شمارهٔ ۳۸۰از حیات ابد آن روح روان ما را بس
  5. شمارهٔ ۳۸۱پای انداز ز پا افتاده دامان است بس
  6. شمارهٔ ۳۸۲می برندش به همان راه که آمد واپس
  7. شمارهٔ ۳۸۳کاکل خود را ببین از پیچ و تاب ما مپرس
  8. شمارهٔ ۳۸۴اشکی که به گلشن چمن‌آرا نکند کس
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.