پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۳۷۳

نچشیده است شراب مزهٔ کام هنوز

نرسیده است لب او به لب جام هنوز

چشم احسان نتوان داشت از آن بدخویی

که نداند گل چشم از گل بادام هنوز

با وجودی که نیاسوده دمی از گردش

نشده ابلق گردون به کسی رام هنوز

هر کجا بود دلی کرد نظر بستهٔ دام

با وجودی که ندارد خبر از دام هنوز

می دهد چشم مرا هر نفسی دلداری

نیست او را خبر از مردم بدنام هنوز

بی خبر بود که در حلقهٔ آن زلف تپید

می کند شرم دلم از نگه دام هنوز

در گلستان پی آشفتن گل می گردد

می دهد یاد به سرو چمن اندام هنوز

در طریق ستم از خانه براندازان است

آفتابش نرسیده به لب بام هنوز

چه شود گر به سعیدا نظر از لطف کنی

نیست این غمزده شایستهٔ انعام هنوز؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۷۵نیست راهی خنده را بر آن لب میگون هنوز
  2. شمارهٔ ۳۷۶رسید نامهٔ عنبرفشان مشک آمیز
  3. شمارهٔ ۳۷۷ز درد ما نه همین آشنا کند پرهیز
  4. شمارهٔ ۳۷۸با چنین دل چون توانم کرد جانان را سپاس
  5. شمارهٔ ۳۷۹در کفر حق پرست شو آن گه خداشناس
  6. شمارهٔ ۳۸۰از حیات ابد آن روح روان ما را بس
  7. شمارهٔ ۳۸۱پای انداز ز پا افتاده دامان است بس
  8. شمارهٔ ۳۸۲می برندش به همان راه که آمد واپس
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.