پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۳۷۲

مژده آمد که تو را کام روا شد امروز

مدعاها هدف تیر دعا شد امروز

سایه انداخت به سر قامت آن سرو روان

صعوهٔ طالع ما باز هما شد امروز

وقت خوش دولت جاوید مبارک بادا

تو بقا یاب که غیر از تو فنا شد امروز

شکر ایزد که به دور تو ز هم بی تصدیع

باطل و حق چو شب و روز جدا شد امروز

دل شد و صبر شد و جان شد و تن از جا رفت

تو خبردار نه ای بی تو چها شد امروز

[خارزارم] ز قدوم فرست شد گلزار

جنگ و کین از کرمت صلح و صفا شد امروز

به هوایی که سعیدا به تو همدم گردد

همچو نی بیدل و بی برگ و نوا شد امروز

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۷۴غرق دریای گنه کردند مغفورم هنوز
  2. شمارهٔ ۳۷۵نیست راهی خنده را بر آن لب میگون هنوز
  3. شمارهٔ ۳۷۶رسید نامهٔ عنبرفشان مشک آمیز
  4. شمارهٔ ۳۷۷ز درد ما نه همین آشنا کند پرهیز
  5. شمارهٔ ۳۷۸با چنین دل چون توانم کرد جانان را سپاس
  6. شمارهٔ ۳۷۹در کفر حق پرست شو آن گه خداشناس
  7. شمارهٔ ۳۸۰از حیات ابد آن روح روان ما را بس
  8. شمارهٔ ۳۸۱پای انداز ز پا افتاده دامان است بس
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.