پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۳۶۹

به هوس باز جوان پیر نگردد هرگز

که کمان گر شکند تیر نگردد هرگز

آن که دل بست به آن حلقهٔ گیسوی، دگر

خون دل نوشد و دلگیر نگردد هرگز

شب بی شام عشا تا سحرش یک سال است

روز روزی به کفان دیگر نگردد هرگز

آن که در فکر خم زلف بود مجنون است

عاقلی از پی زنجیر نگردد هرگز

غافل از بار گنه روی دگرگون نکند

رنگ بر چهرهٔ تصویر نگردد هرگز

به بناگوش تو می بس نتواند آمد

صبح از خون شفق پیر نگردد هرگز

شام تا صبح به یک آه رسا ساز که ماه

بدر بی محنت شبگیر نگردد هرگز

شعلهٔ عشق به پیری ننشیند از جا

کاین حرارت به تباشیر نگردد هرگز

زاهدا شیوهٔ گردون به ریا برپا نیست

آسیا آب به تزویر نگردد هرگز

رحم در سینهٔ آن شوخ نمی باشد هیچ

آب در جوهر شمشیر نگردد هرگز

طبعم از فهم سخن عجز پذیرا نشود

از بریدن دم شمشیر نگردد هرگز

دست در دامن تقدیر سعیدا زده ایم

کار ما راست به تدبیر نگردد هرگز

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۷۱سخن از میکده و ساقی و جام است امروز
  2. شمارهٔ ۳۷۲مژده آمد که تو را کام روا شد امروز
  3. شمارهٔ ۳۷۳نچشیده است شراب مزهٔ کام هنوز
  4. شمارهٔ ۳۷۴غرق دریای گنه کردند مغفورم هنوز
  5. شمارهٔ ۳۷۵نیست راهی خنده را بر آن لب میگون هنوز
  6. شمارهٔ ۳۷۶رسید نامهٔ عنبرفشان مشک آمیز
  7. شمارهٔ ۳۷۷ز درد ما نه همین آشنا کند پرهیز
  8. شمارهٔ ۳۷۸با چنین دل چون توانم کرد جانان را سپاس
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.