پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۳۶۶

چو آب در دل هر سنگدل برو جا گیر

چو آفتاب در این خانه رنگ مینا گیر

ز زهد خشک دماغت گرفته می بینم

ز راه میکده گردی عبیرآسا گیر

صفای وقت به امید خم نخواهی یافت

نشین و همچو گهر داد دل ز دریا گیر

قبای اطلس و دیبا نمی شود حایل

همین تو پردهٔ غفلت ز چشم خود واگیر

اگر که مرد شجاعی و همتی داری

چه می دهی جگر خویش دل ز دنیا گیر

وفا چو می نتوانی جفا بکش باری

که دست اگر نتوانی گرفت خود پا گیر

چو برکشند ز هر جانبی رقیبان سر

تو از میانه بیا جانب سعیدا گیر

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۶۸خوابیده مست و بیخود امروز در بر ناز
  2. شمارهٔ ۳۶۹به هوس باز جوان پیر نگردد هرگز
  3. شمارهٔ ۳۷۰عهد کردم ز جهان کام نگیرم هرگز
  4. شمارهٔ ۳۷۱سخن از میکده و ساقی و جام است امروز
  5. شمارهٔ ۳۷۲مژده آمد که تو را کام روا شد امروز
  6. شمارهٔ ۳۷۳نچشیده است شراب مزهٔ کام هنوز
  7. شمارهٔ ۳۷۴غرق دریای گنه کردند مغفورم هنوز
  8. شمارهٔ ۳۷۵نیست راهی خنده را بر آن لب میگون هنوز
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.