پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۳۶۵

صبحدم تا شده بیرون ز افق، خاور مهر

رفت جان بر سر مهر و دل من در بر مهر

ظاهر و باطن معشوق به هم دارد جنگ

دل او صورت قهر و تن او پیکر مهر

شهر خالی است ز خوبان و دل ظالم سخت

باشد از غیب رسد بر سر ما لشکر مهر

صبحدم ته به ته غنچهٔ گل را دیدم

همه خون بسته ز بی مهری او بر سر مهر

جز تجلی نبود جسم مرا رنگ وجود

نیست جز ذره هواخواه به بال و پر مهر

آذرش را ز ازل قوت گیرایی نیست

که نشد پخته یکی خام از این اخگر مهر

ز آتش حسن تو خورشید اگر سوخت چه باک

می توان ساخت دوصد مهر ز خاکستر مهر

چون صبا زلف شب از چهرهٔ مقصود گشود

بود طغرا خط مشکین تو بر دفتر مهر

فلک از حلقه به گوشان در جانان است

می کند سجده به پیش بت ما داور مهر

کی رسد بادهٔ دیدار سعیدا تا هست

اندرین میکده مینا فلک و ساغر مهر؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۶۷بشنوید این نکته را ای اهل راز
  2. شمارهٔ ۳۶۸خوابیده مست و بیخود امروز در بر ناز
  3. شمارهٔ ۳۶۹به هوس باز جوان پیر نگردد هرگز
  4. شمارهٔ ۳۷۰عهد کردم ز جهان کام نگیرم هرگز
  5. شمارهٔ ۳۷۱سخن از میکده و ساقی و جام است امروز
  6. شمارهٔ ۳۷۲مژده آمد که تو را کام روا شد امروز
  7. شمارهٔ ۳۷۳نچشیده است شراب مزهٔ کام هنوز
  8. شمارهٔ ۳۷۴غرق دریای گنه کردند مغفورم هنوز
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.