پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۳۶۴

در نگاه بت خودکام نمی باشد مهر

در دل سنگ دلارام نمی باشد مهر

ماهرویان دمشقی ز وفا بی خبرند

راست بوده است که در شام نمی باشد مهر

رحم در حلقهٔ آن زلف خم اندر خم نیست

از ازل در نگه دام نمی باشد مهر

بسکه سرد است جهان در نظر گرمروان

زان سبب بر سر این بام نمی باشد مهر

آفتابی است نهان در خم هر حلقهٔ زلف

این غلط بوده که در شام نمی باشد مهر

همه کس دوست شود با تو اگر داری دوست

چون بود پایهٔ الزام نمی باشد مهر

رحم را جا سر مو نیست در ابروی بتان

تیغ را بر همه اندام نمی باشد مهر

خبر از تشنه لبان، بحر کجا می گیرد

هر که را کام سرانجام نمی باشد مهر

با سعیدا نکند یار جفا خود چه کند

در دل سنگ دلارام نمی باشد مهر

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۶۶چو آب در دل هر سنگدل برو جا گیر
  2. شمارهٔ ۳۶۷بشنوید این نکته را ای اهل راز
  3. شمارهٔ ۳۶۸خوابیده مست و بیخود امروز در بر ناز
  4. شمارهٔ ۳۶۹به هوس باز جوان پیر نگردد هرگز
  5. شمارهٔ ۳۷۰عهد کردم ز جهان کام نگیرم هرگز
  6. شمارهٔ ۳۷۱سخن از میکده و ساقی و جام است امروز
  7. شمارهٔ ۳۷۲مژده آمد که تو را کام روا شد امروز
  8. شمارهٔ ۳۷۳نچشیده است شراب مزهٔ کام هنوز
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.