پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۳۶۳

خدا حاضر خدا ناظر چه در باطن چه در ظاهر

نظر در دید او عاجز زبان در مدح او قاصر

خبرداران عالم را یکایک باخبر گشتم

نبود از او کسی آگاه، او از جملگی مخبر

در این برزخ اسیر ماسوای خود نگردانی

چو اول یاوری کردی تو یاور باش تا آخر

قسم بر مصحف روی تو دارم راست می گویم

که غیر از سورهٔ اخلاص نبود هیچ در خاطر

رخش را دیده و دانسته می پوشد ز اهل دل

ندارد رحم بر دل ها چه گوید کس به این کافر

سعیدا از خدا دیگر چه می خواهی که در عالم

زبان در مدح او گویا به نامش گشته دل ذاکر

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۶۵صبحدم تا شده بیرون ز افق، خاور مهر
  2. شمارهٔ ۳۶۶چو آب در دل هر سنگدل برو جا گیر
  3. شمارهٔ ۳۶۷بشنوید این نکته را ای اهل راز
  4. شمارهٔ ۳۶۸خوابیده مست و بیخود امروز در بر ناز
  5. شمارهٔ ۳۶۹به هوس باز جوان پیر نگردد هرگز
  6. شمارهٔ ۳۷۰عهد کردم ز جهان کام نگیرم هرگز
  7. شمارهٔ ۳۷۱سخن از میکده و ساقی و جام است امروز
  8. شمارهٔ ۳۷۲مژده آمد که تو را کام روا شد امروز
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.